خلاصه :
رجب Ivedik مربی تیم فوتبال کودکان در محله خود است . او برای آموزش از تنها قطعه زمین بایر به عنوان یک زمین فوتبال استفاده می‌کند که در آن از فوتبال بعنوان یک کودک استفاده می‌کند . رجب اوف متوجه شد که این قطعه زمین به یک تاجر فروخته شده‌است . بنابراین برای رها کردن این مکان برای این محله و کودکان ارزشمند زمین , تصمیم می‌گیرد آن را به تنهایی بخرد . او با روش‌های خودش پول را دریافت نمی‌کند . مشارکت در رقابت با قیمت بزرگ تنها